مديريت كيفيت فراگير در آموزش و پرورش
دكتر مهدي ابزري
عضو هيات علمي دانشگاه اصفهان
علي يزدخواستي
دانشجوي دكتراي مديريت آموزشي دانشگاه اصفهان
چكيده
امروزه مدارس در جهان پيشرفته و در حال تغيير، به اجتماعات يادگيرنده تبديل شدهاند. در اين مرحله مدرسه فرايند تكامل خود را طي ميكند به طوري كه به مركزي براي جامعه يادگيري بزرگتر تبديل ميشود. مدرسه مكاني است كه همه ميتوانند از خدمات آن بهرهمند شوند. در اجتماعات يادگيرنده، مدرسه از نقش محدود خود به سوي نقش گسترده تري به عنوان "سازنده انسان ها و مركزي براي تبديل و پردازش اطلاعات" حركت كرده است.
ما اكنون در عصر و جهان اطلاعاتي زندگي ميكنيم. جهان اطلاعاتي و فراصنعتي نويد رسيدن به شيوه جديد و پيشرفته زندگي را ميدهد. براي تحقق اين امر، فرهنگ تفاهم و تعهد بايد در جهت مصالح همگاني و منابع ملي ايجاد شود و توسعه يابد. آموزش و پرورش بايد از گذر مدارس، چگونگي دست يافتن به اين فرهنگ را نشان دهد. مدارس بايد به نيازهاي دانش آموزان پاسخ دهند و مهارتها و ابزارهايي براي موفق شدن در جامعه در حال تغيير را به آنان عرضه كنند.
مدارس كيفي، از نتايج پيادهسازي مديريت كيفيت جامع در مدارس بوده و حسن ارتباط بين كاركنان از جمله معلمان و دانش آموزان و توسعه رفتار آنان در كلاس، افزايش اثربخشي مدرسه و كاربرد مفاهيم و ابزارهاي مديريت كيفيت جامع را به همراه دارد.، به طور حتم، ويژگيهاي برخورداري از TQM در راستاي بهرهمندي از وجود مدارس كيفي در آموزش و پرورش، قادر است پاسخ مناسب به تحولات ضروري در اين حوزه كه نشانه مدارس پيشرفته امروز در جهان مي باشد را فراهم سازد. اين مزيت قادر است مدارس را از وضعيت سنتي به مدارس كيفي تغيير دهد.
اين مقاله در نظر دارد ضمن طرح مفهوم TQM، در خصوص اهميت اين موضوع در آموزش و پرورش و به ويژه در مدارس براي دستيابي به الگوي "مدارس كيفي"، به عوامل مؤثر در برخورداري از اين مهم، بپردازد.
كلمات كليدي: كيفيت، مديريت كيفيت جامع، آموزش و پرورش، مدرسه.
مقدمه:
در جهان امروز، ارائه كالاها و خدمات با كيفيت مناسب, مبتني بر رضايت مشتريان و گيرندگان خدمات از اهميت زيادي برخوردار است. اغلب كارخانه ها, موسسه هاي صنعتي, خدماتي و آموزشي سعي دارند با افزايش كيفيت محصولات خود مشتريان جديد و بيشتري جذب كنند و از رقيبان خود سبقت بگيرند. استاندارد شدن فرآيند روشهاي تكوين و توليد محصولات, همراه با ارائه كالاها و خدمات مناسب به مشتريان, ابتدا از صنعت شروع شد. سپس ساير خدمات از جمله بهداشت و آموزش و پرورش را نيز در برگرفت. كشورهاي بزرگ و پيشرفته صنعتي مصاديق عيني و بارز اين واقعيت هستند. از آنجايي كه كيفيت بهتر كالاها و خدمات, نتيجه ي فرايند مطلوب آموزش يا تعليم و تربيت و به عبارتي ديگر ناشي از افزايش دانش, نگرش و مهارت نيروي انساني است, از اين رو خيلي سريع توجه به كيفيت و ارتقاي مستمر كيفيت در نزد اهل علم و دانش, موسسات, مراكز علمي و فرهنگي از جايگاه ويژه اي برخوردار شد. دانشگاه ها, مدارس , مراكز علمي و پژوهشي جهان هر روز با نوآوري هاي جديد به دنبال ارتقاي كيفيت خدمات و ارائه آن به مشتريان خود هستند. موسسات و شركت ها به خوبي اين نكته را كه رضايت مشتريان و گيرندگان خدمات, توجه به خواست ها و نيازهاي آنان, تاثير مستقيم در افزايش درآمد و سود و اعتبار اجتماعي آنان دارد, را دريافته اند. از طرفي ديگر, با رشد دانش و آگاهي مردم, تنوع نيازها و خواسته هاي آنان و همچنين پافشاري مردم و حكومتها براي بازسازي و بهسازي گسترده نظام آموزشي و درسي, توجه به كيفيت نسبت به گذشته اهميت بيشتري پيدا كرده است.
امروزه مباحث زيادي پيرامون كيفيت و اهميت آن به ويژه نزد مديران و كارشناسان مطرح است, لكن نتايج و آثار كيفيت در كالاها و خدمات (محصول) چندان مشهود نيست, به رغم تلاش هاي زيادي كه بسياري از جوامع در بخش صنعت, آموزش و بهداشت با هدف افزايش كيفيت انجام داده اند. اما در بسياري از جهات از جمله آموزش و پرورش از پايين بودن كيفيت و عدم بهبود آن رنج مي برند.
مديريت كيفيت جامع, مدارس امروز را در مواردي نظير؛ فرايند ارزشيابي و قبولي دانش آموزان, ارتقاي جذابيت مدرسه نزد دانش آموزان و معلمان, بهبود برنامه هاي درسي و آموزشي, سرعت و ارائه خدمات آموزشي و پرورشي بهتر و كاهش هزينه بهبودمی بخشد. مدارسي كه فاقد بينش سيستمي و روش هاي اجرايي بوده و بر نياز دانش آموزان و معلمان تمركز نداشته باشند, نمي توانند در درازمدت به بهبود ارتقاي مستمر كيفيت و مشاركت همه كاركنان و ايجاد شبكه هاي همكاري پايدار, دست يابند. در اين مقاله، با طرح اين موضوع كه چگونه ميتوان مدارس فعلي را به مدد مديريت كيفيت جامع (TQM) به مدارس كيفي تبديل نمود، سعي در پرداختن به ابعاد اين مهم مي باشد. از اين نظر ضمن مطرح نمودن مفاهيم نظري مرتبط با كيفيت، كيفيت در مدرسه و نهايتاً مديريت كيفيت جامع، در خاتمه به نتايج و پيشنهادهاي مناسبي دست يافته است.
كيفيت در مدرسه چيست؟
مفهوم كيفيت به صورت ابتدايي از آغاز مورد توجه خريدار و مصرف كننده و عاملي مؤثر در فروش كالا بوده است ولي در طول تاريخ به دنبال پيشرفت علوم، تكنولوژي و ارتباطات و نحوهي نگرش به مفهوم كيفيت و طرز تلقي بشر نسبت بدان متحول شده است. با ظهور نظريات نوين جامعه بشري و دگرگوني در نحوهي اداره مؤسسات، سازمانهاي موجود در جوامع پيشرفته به مفهوم كيفيت نيز به گونهاي خاص توجه شده است.
دورهي تكامل مفهوم كيفيت در TQM چهار مورد تطبيق را شامل ميشود:
1- تطبيق با استاندارد
2- تطبيق براي كاربرد
3- تطبيق با هزينه
4- تطبيق با آخرين نياز
تطبيق با همهي نيازهاي مشتريان، مفهوم اصلي كيفيت از ديدگاه شركتهاي ممتاز ژاپني محسوب شد، با تكامل مفهوم كيفيت در ژاپن سه حركت انقلابي در ديدگاه ژاپنيها به وجود آمد:
· حركت از تطبيق با استاندارد، به سمت تطبيق براي كاربرد- حركت از توليد به بازار را به وجود آورد.
· حركت از تطبيق براي كاربرد، به سمت تطبيق با هزينه- اين معني را تقويت كرد كه قيمت در بازار تعيين مي شود.
· حركت از تطبيق با هزينه به سمت تطبيق با آخرين نياز- مفهوم تغيير مستمر و پيوسته را در بازار تقويت كرد، و به دنبال آن نياز به كاهش دورهي زماني تكوين محصول جديد قوت گرفت.
كيفيت به مفهوم: تطابق با استاندارد
تطبيق با استاندارد به اين سوال ميپردازد كه آيا دانش آموزان بر اساس استاندارد و آنچه در راهنماي برنامهي درسي و اهداف تعليم و تربيت شرح داده شده، تربيت ميشوند؟به عبارت ديگر، آيا تطبيق با استاندارد، مطابقت دانش آموزان با خواستههاي مورد نظر ايشان در برنامههاي آموزش و پرورش ميباشد؟
بديهي است در كنترل كيفيت، تطبيق فراگيران با مشخصههاي استاندارد، مهمترين موضوعي است كه بايد مورد بررسي قرار گيرد. براي دسترسي به استانداردهاي مديران و معلمان، بايد همهي وظايف و مسئوليتهاي مدرسه را تعريف و آنها را به عنوان استاندارد مدرسه در مجموعهاي تدوين كرد، سپس وظيفه كنترل كيفيت يا بازرسي را نظارت بر همه كاركنان مدرسه به ويژه معلمان در رعايت استاندارد، دانست. بديهي است كه اين تصور پيشميآيد كه كيفيت به وسيلهي بازرسي حاصل ميشود. در حالي كه تضمين كيفيت و اطمينان كيفيت در اين قسمت جايگاهي ندارد و فراموش شدن نياز جامعه و خواستهدانشآموزان نيز در اين مفهوم مطرح است.
كيفيت به مفهوم: تطبيق براي كاربرد
تطبيق براي كاربرد، يعني حصول اطمينان از پاسخگويي به نيازمنديهاي جامعه. آيا دانش آموزان بر طبق انتظارات و خواستههاي جامعه تربيت ميشوند يا خير؟ در اين جا هر دو مفهوم كارايي و اثربخشي (بهره وري) مورد توجه است. فارغ التحصيل شدن تنها، مطلوب نيست، بلكه فارغ التحصيلاني كه با نيازهاي بازار كار منطبق بوده و ضمن كارآمدبودن، اثربخش نيز باشند. اگر مفهوم كيفيت، تطبيق براي كاربرد نباشد، فارغ التحصيلان به رغم صرف هزينههاي زياد جذب بازار كار نميشوند. مفهوم تطبيق براي كاربرد "نياز" و خواسته ي واقعي جامعه را هدف قرار ميدهد نه استانداردي كه آموزش و پرورش طراحي ميكند.
كيفيت به مفهوم: تطبيق با هزينه
"تطبيق با هزينه" يعني كيفيت بالا و هزينهي پايين. كيفيت و هزينه براي همهي فراگيران در مدارس و دانشگاهها، موضوعي بسيار مهم و جدي است.
براي كاهش هزينه و حفظ كيفيت مناسب، بايد نوسانات فرايند تعليم و تربيت را كاهش داد. به عبارتي ديگر فرايند آموزش را ارتقاء بخشيد. در اين صورت همه فراگيران در حدود قابل قبولي واقع ميشوند و موضوع مردود و مشروط شدن، منتفي خواهد بود. هدف، تربيت فراگيران با كيفيت صد در صد و بدون مردودي و مشروطي و تكرار دروس است. اين مهم تنها با بازرسي آخرين فرايند تربيت و آموزش در مدرسه يا دانشگاه مقدور نيست، مثلاً با بازرسي و كنترل كيفيت در پايان هر مقطع تحصيلي مقدور نيست بلكه بايد در هر مرحله از فرايند تربيت، با جمعآوري و ارزيابي اطلاعات به اقدامات اصلاحي بپردازيم. مديران به جاي تمركز بر كنترل و بازرسي خروجي بايد به كنترل و بازرسي فرآيند تعليم و تربيت بپردازند و به اصطلاح به تضمين كيفيت توجه كنند.
كيفيت به مفهوم:تطبيق با آخرين نياز
تطبيق با آخرين نياز، يعني پاسخ به نياز دانش آموز، قبل از اين كه او به آن نياز آگاهي پيدا كند. اگر مدرسه اي بتواند نسبت به اين نياز دانشآموزان آگاهي يابد، قادر است براي مدتي به صورت انحصاري و موفق عمل كند. در اين صورت ميتواند توقع خود را از دانش آموزان و معلمان افزايش داده و در نتيجه بهرهوري بيشتري را انتظار داشته باشد.
امروزه مدارس و دانشگاهها بايد تلاش كنند با توجه به سير تكاملي كيفيت و گسترش تكنولوژي اطلاعات (IT)، تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات (ICT)، شبكههاي سراسري ماهوارهاي و اينترنتي جهان، تنوع و افزايش خواست نوجوانان و جوانان، با نگاه به آخرين نيازهاي آنان خود را بازسازي كرده واصلاحات آموزشي را دنبال كنند. به تدريج مفهوم چهار تطبيق در كيفيت توسعه يافته و " فرهنگ سازمان و محيط اجتماعي و جهاني" را نيز در بر گرفته است. تطبيق با آينده نكتهاي است كه در دو مفهوم جديد مستتر است.
مديريت كيفيت جامع (TQM) در آموزش و پرورش چيست؟
مديريت كيفيت جامع يك فلسفهي سازماني يا درون سازماني است كه اشاره دارد به بهبود مستمر كه از طريق افراد قابل دسترسي است. اين رويكرد مستلزم روشهايي براي رهبري و سازماندهي به منظور كيفيت، برنامهريزي راهبردي، توسعه منابع انساني و حل مسائل ساختاري و مشتري گرايي است. (بلاندفورد، 2000، ص. 25) مديريت كيفيت جامع فلسفه و روشي است كه به مؤسسات براي اداره تغييرات كمك نموده و مجموعه مهمي از ابزارها را فراهم ميسازد تا به وسيله آنها فشارهاي بيروني ناشي از تغييرات را به حداقل رساند. TQM از اجراء بسياري تشكيل شده است كه برخي از آنها عبارتند از رهبري، تجزيه و تحليل اطلاعات، الگوبرداري4برنامه ريزي راهبردي كيفيت، توسعه منابع انساني، تضمين كيفيت محصولات و خدمات و رضايت مشتري. هدف اساسي نظام كيفيت فراگير درگيركردن كليه كاركنان سازمان از مديريت عالي تا پايين ترين سطح سازمان براي راضي نگهداشتن مشتريان از طريق ارائه خدمات و محصولات با كيفيت عالي است.
سونيابلاندفورد5 جنبههاي مهم TQM در آموزش و پرورش را سه بخش خلاصه ميكند: فرهنگ، تعهد و ارتباطات.وي معتقد است كه TQM زماني موفق است كه فرهنگ ذيل وجود داشته باشد:
· نوآوري ارزشمند و قابل احترام باشد
· شرايط ثانويهاي براي عملكرد و همكاري وجود داشته باشد.
· رهبري به عنوان يك كاركرد عملي در نظر قرار گيرد نه به عنوان يك پست سازماني.
· پاداش ها به كار گروهي (تيمي) داده شود.
· توسعه، يادگيري و آموزش به عنوان مسيرهاي بحراني به حساب آيند.
· توانمندساختن افراد براي دستيابي به اهداف.
· حمايت و پشتيباني از طريق توسعه مستمر و پيشرفت و فراهم آوردن جوخود- انگيزش
مديريت كيفيت جامع در آموزش و پرورش به خصوص مدارس كاربرد دارد. براي انطباق مدارس با اصول TQM بايستي ساختارها و نگرش هاي جديد مديريت، تدريس و يادگيري تعريف شوند.(گلاسر، 1990، ص 26)
رويكردهاي مديريت كيفيت جامع به طور فزايندهاي در ادبيات آموزشي به عنوان ابزاري براي اصلاح و بهبود مدارس توسعه يافته است.
TQM روي بهبود مستمر تمركز دارد. يعني شوق و اشتياق مستمر براي يادگيري (بوستينگل،1993، ص 33). كوششهاي كيفيت جامع از طريق مشاركت و مداخله افراد در امور، موجب ارتقاي كيفيت زندگي شغلي و رضايت كاركنان ميگردد.
مديريت كيفيت جامع مدل يا پارادايمي است كه از بخش صنايع وارد ادبيات آموزش و پرورش شده است كه يافتههاي آن ميتواند به آموزش و پرورش در حل بحرانها و مسايل آموزشي كمك نمايد. TQM مستلزم تغيير فرهنگ سازماني است و تغيير در فرهنگ و اجراي آن به زمان نياز دارد. اين پديده ميتواند موجب توانمندسازي كاركنان از جمله معلمان، مديران و حتي دانش آموزان در بهبود و اصلاح عملكرد و تضمين كيفيت آموزشي گردد.
عوامل شروع مديريت كيفيت جامع در آموزش و پرورش
مديريت كيفيت جامع تغيير دائمي در روشي است كه آموزش و پرورش ميتوانند براي خود انتخاب كرده و به وسيله آن اداره شوند. فرايند حركت به كيفيت جامع در آموزش و پرورش ، فرايندي آهسته و پيوسته است. تحول مديريت كيفيت جامع زمان ميبرد. از وسوسهي حركت سريع در اجراي مديريت كيفيت جامع بايد پرهيز كرد. براي تحقق كامل قابليتهاي بالقوه مديريت كيفيت جامع در آموزش و پرورش ، لازم است در باره پارهاي از عناصر مربوط به آن اشاره شود.
· گسترش و آگاهي و درك روشن از TQM
مديريت و همهي كاركنان بايد آنچه كه در بارهي TQM در آموزش و پرورش و فوايد آن در بهبود مستمر و اثربخشي مدرسه مطرح است را به خوبي درك كرده و نسبت بهآن اعتماد و باور عميق داشته باشند. اين امر مستلزم آن است كه اولاً همهي افراد آموزش لازم را دريافت كرده و ثانياً در عمل حلاوت اجراي مديريت كيفيت جامع در مدرسه را بچشند. آنچه كه بيش از واژه آموزش مطرح است، چگونگي ارائه آموزشهاي لازم در باره مديريت كيفيت جامع ميباشد. اين كه كاركنان در يك محل جمع شده و به طريق آموزش كارگاهي آموزش ببينند، كار پسنديدهاي است. لكن روش بهتر، قرارگرفتن كاركنان در فرايند اجراي مديريت كيفيت جامع در مدرسه ميباشد. آنان در كميته هاي كاري مرتبط به خودشان عضو شده و زير نظر مدير و معاونان مدرسه كه قبلاً آموزشهاي لازم را ديدهاند، به كار مشغول ميشوند. "يادگيري بر بنياد كار" شيوهي مؤثري در آموزش و يادگيري مديريت كيفيت جامع است.
بدين طريق كاركنان مدرسه در فرايند كار ، قرار گرفته و خود فرايند، به آنان ميآموزد كه چه بايد بكنند. يا اين روش ضمن انجام كار كيفي در مدرسه، نسبت به مديريت كيفي جامع آگاهي يافته و به آن معتقد و متعهد ميشوند.
· اهداف و رسالت روشن
موفقيت در حركت مداوم به سوي اهداف و ملاكهاي كيفي بالا، منوط به تعريف اين ملاكها و هدفهاست. براي شروع و گسترش مديريت كيفيت جامع، ابتدا كميتهاي تحت عنوان كميته ي مديريت كيفيت جامع، در مدرسه تعيين ميشود. وظيفهي كميتهي TQM در مدرسه، كار مديريت، هدايت و اشاعهي مديريت كيفيت جامع را به عهده دارد. اگر كميته هدايت مديريت كيفت جامع در مدرسه شكل گرفته باشد يكي از وظايف مهم و محوري كميتهي TQM آموزش و به حركت درآوردن مديران و معلمان مدارس است. به جز آموزش و طراحي دروس و برگزاري كلاسهاي آموزشي، وظايف سازماندهي، برنامهريزي و پيشبردن مناسبتها و رويدادها را در مدرسه بر عهده دارد.
مدير كميتهي TQM كه ترجيحاً مدير مدرسه است، بايد داراي قدرت نفود، سخنوري، مهارت، گوش دادن و تاثيرگذاري بالايي در ديگران باشد.
افراد عضو كميتهبايد در فراگيري آموزش و كسب اطلاعات از TQM، سخت كوش، پيگير و مصصم بوده، كارها را به طور صحيح پيش ببرند. به قول ايشي كاوا كه از بسياري جهات به پدر TQM مدرن ژاپني شهرت يافته است، اظهار ميدارد: " TQMبا آموزش شروع و با آن تداوم مييابد". در آموزش بايد تلاش شود تا ابتدا از خود اعضاي كميته TQM استفاده شود، نه مدرسان ماهر، و در آموزش از يادگيري دوجانبه استفاده شود، نه از سبك سنتي معلم – شاگردي.
برنامه آموزشي و آگاهي بخشي در مدرسه موجب مي شود كه معلمان، كاركنان، والدين و دانش آموزان نسبت به TQM درك روشني يافته و به آن اعتقاد و باور عميق پيدا كنند.
· تمركز فكري سازگار و انسان گرايانه در محيط يادگيري
ويليام گلاسر در كتاب "كيفيت معلم مدرسه" تفسير و توضيح جالبي از اصول مديريت كيفيت جامع در قالب پيشنهادي براي محيط يادگيري خلاق ارائه داده است. او شش شرط را براي كيفيت كار مدرسه در نظر گرفته است:
1- حاكميت جوي حمايتي و دوستانه در محيط يادگيري.
2- هدايت دانش آموزان به انجام دادن كار مفيد.
3- لزوم توجه به دانش آموزان تا بهترين كاري را كه ميتوانند، انجام دهند.
4- دعوت از دانش آموزان به منظور ارزش يابي و بهبود كار شخصي خودشان.
5- احساس مفيد بودن در كار.
6- احساس مخرب نبودن كار.
گلاسر اشاره ميكند كه كار با افراد بسيار پيچيده تر از كار با محصولات صنعتي است. مربيان و معلمان بايد به دقت به اين پيشنهادها توجه داشته باشند. علاوه بر اين وي توجه به روابط انساني و كاربرد شيوههاي فكري و سازگار در تدريس را طراحي عالي براي مديريت كيفيت جامع در كلاس درس ميداند و در تاييد اهميت موضوع اشاره ميكند كه بالاي 95% از آنچه در بارهي كاركرد فكر و ذهن ميدانيم، در دههي اخير كشف شده است و به همين علت دهه 90 را به دهه تفكر نام گذاري كردهاند.
· برنامه تغيير مديريت سنتي به مديريت كيفيت جامع در مدرسه
گام نخست در عبور از مديريت سنتي به مديريت كيفيت جامع، داشتن تعهد و آگاهي همگاني است. هر چند اكثر اوقات تغيير الگوهاي قديمي به الگوهاي جديدتر و سودمندتر ناراحت كننده است اما در بهبود مستمر براي كسانيكه فرايند و نتيجه مديريت كيفيت را درك ميكنند بسيار پرارزش است.
پياده كردن مديريت كيفيت جامع در مدرسه مستلزم توجه به موارد زير است:
· تصميم بگيريم كه آموزش و پرورش را با كيفيتي عرضه كنيم كه زمينهي موفقيت كودكان فردا را فراهم نمايد. اين تصميم بايد براساس نظرات افراد خبره و رهبران در داخل و خارج سيستم مورد نظر باشد. و چنانچه فرصتي پيش آيد شامل همه افراد مي شود. مديريت كيفيت تنها زماني موفق خواهد شد كه همه افراد در سطوح مختلف به آن متعهد بوده و در فرآيندهاي آن مشاركت داشته باشند.
· زمانيكه افراد نسبت به كيفيت، ويژگيهاي اصلي كيفيت و بهبود مداوم آموزش و پرورش متعهد شده باشند، زمان آن است كه يك گروه كيفيت تشكيل دهند. اين گروه از مشاركت آزادانه برخوردار است و هر فردي در هر زماني مي تواند به اين گروه بپيوندد ولي هر چه تعداد بيشتري به آن محلق شوند بهتر است.
· مديريت كيفيت، كل سيستم (سازمان) را در بر ميگيرد. محدودكردن فرآيند مديريت كيفيت به يك بخش از سازمان (توليد- مدرسه ابتدايي– درس فيزيك– مشاوره ....) يك عمل اغواكننده است و كل سازمان (همه افراد و همه چيز) در تعيين و تحقق موفقيت دخالت دارد.
· نيازسنجي به منظور نوآوريهاي مديريت كيفيت مورد توجه قرار ميگيرد نيازسنجي شكافهايي كه بين نتايج موجود و نتايج مطلوب وجود دارد را مشخص كرده و آنها را اولويت بندي ميكند و بالاخره مواردي كه بايد كاهش يافته يا حذف شوند را انتخاب ميكند(كافمن، 1992، ص 85). نيازسنجي، نيازهايي را مشخص ميكند كه ما ميتوانيم علل آنها را تجزيه و تحليل نمائيم. فقط از طريق شناخت نيازها و علل آنها مي توانيم در مورد آنچه كه منجر به بهبود نتايج ميشود تصميمات منطقي بگيريم. كشف علل و منشاء نيازها را تحليل نيازها ناميده اند (كافمن و والنتين، 1989، ص 55). به كمك دادههائي كه در ابتدا از طريق نيازسنجي و سپس تحليل نيازها بدست ميآيد ميتوانيم راهها و ابزارهايي را براي پرنمودن شكافها تعيين كنيم. نيازسنجي وسيله سودمندي است براي تعيين امور كارآمد و غير كارآمد. حداقل هنگام برنامه ريزي و كاربرد مديريت كيفيت بايد نيازها بعنوان شكافهايي ميان نتايج موجود و نتايج مطلوب تلقي شوند.
· شيوهها و وسيلههاي ممكن براي رفع نيازها را مشخص كنيم و سپس مؤثرترين و كارآمدترين آنها را انتخاب نمائيم. بايد اعضاي گروه كيفيت نسبت به هر نيازي احساس مسئوليت كنند و سپس شيوههاي ممكن و موجود را مشخص, نماينده همچنين بايد معايب و مزاياي هر يك را بررسي كنند و نيز توجه نمايند تا چه اندازه هر يك از نيازها كاهش يافته و يا مرتفع شده است.
· در مدرسه، بهبود مستمر را نهادينه كرده و بهبود مداوم را جزئي از زندگي روزانه هر يك از افراد قرار دهيم. بايد دانست كه مديريت كيفيت يك كار مقطعي نيست بلكه جزئي از يك فرهنگ يكپارچه و بخشي از فعاليتهاي روزانه هر يك از افراد است. در چنين وضعيتي شور و اشتياق نسبت به كيفيت در مركز توجه است. (اين اشتياق بايد هميشه مورد توجه گروه باشد) هر اقدامي كه صورت ميگيرد بايد كيفيت وضعيت موجود را بهبود بخشد. بايد بينشها ، تجارب و استعدادهاي هر يك از اعضاء گروه براي رفع نيازها و حركت روزافزون به سوي كيفيت فراگير و سرانجام دستيابي به وضعيت ايدهآل بكار گرفته شود
· ارزيابي بايد يكي از راهكارهاي مفيد براي ارتقاي مستمر كيفيت در نظامهاي آموزشي و مدرسه باشد و بطور خلاصه بايد گفت كه براي انجام ارزيابي مراحل زير قابل انجام است:
1-تعيين هدفهاي ارزيابي آموزشي
2-انتخاب ملاكهاي ارزيابي آموزشي
3-تعيين نشانگرهاي تحقق هدف ها
4-گردآوري دادههاي مورد نياز
5-مشخص كردن چهارچوب قضاوت
زيرساخت يك نظام ارزيابي، قبول آن و باور به كارآيي آن، از طرف اعضاي نظام مورد ارزيابي است. همچنين بايد نظام اطلاعاتي قوي كه اطلاعات صحيح و به روز در اختيار ارزيابي قرار دهد، برقرار شود و هم زمان با ايجاد اين نظام، بايد در باره انتخاب ملاكهاي ارزيابي و تعيين نشانگرهاي مورد نظر جهت اين ملاكها، توافق لازم به عمل آيد و ساز و كار لازم جهت سنجش اين نشانگرها در دسترس باشد.
نتيجه گيري و پيشنهادها:
كيفيت در آموزش و پرورش و مدارس به تغيير يا تغييراتي گفته مي شود كه در رفتارهاي دانش آموزان بروز ميكند. تنها معيار معتبر كيفيت، تغيير رفتار مطلوب دانش آموزان است. كيفيت در همهي ابعاد رفتاري دانش آموزان ظاهر ميشود. يعني از نوعي جامعيت و كميت برخوردار است. مديريت كيفيت جامع يك نظریه نيست، بلكه يك حركت و نهضت همگاني است. راه صحيح كسب و كار است. روش مديريت گروهي و مشاركتي است.
مشاركت براي بهبود مداوم كيفيت جامع در مدارس، زمينه هاي اجرايTQM قبل از اجزاء مشاركت مدير مدرسه، گسترش آگاهي و درك روشن از مديريت كيفيت جامع و ايجاد باور عميق در كاركنان نسبت به آن، توسعه دانش، نگرش و مهارت آنان و اصلاح و بهسازي زيرساختهاي سازماني مدرسه از جمله عوامل و نكات مهمي هستند كه بايد در شروع TQM به آن پرداخت.
به جزء نكات فوق, بهبود و ارتقاي مستمر كيفيت مدرسه و انتخاب ملاكهاي ارزيابي آموزشي متضمن استراتژي ها و اصولي است كه بايد در موقعيت هاي مختلف به آنها توجه كرد.
جهت بهبود مستمر كيفيت مدرسه چندين پيشنهاد ارائه مي گردد:
1) تمركز بر دانش آموز و يادگيري
2) تمركز بر فرآيند (عمليات) و به همان اندازه بر پيامد
3) نظارت و راهنمايي به جاي بازرسي
4) ارتقاي مهارت و تخصص معلمان (تواناسازي كاركنان مدرسه)
5) شناسايي فرايند برنامه هاي درسي مدرسه
6) مشخص شدن ديدگاه و رسالت مدرسه
7) مشاركت كاركنان
8) ملاك هاي ارزيابي آموزشي
9) برنامه ريزي استراتژيك و مديريت تغيير در مدرسه
منابع فارسي
1- پاپك جان و ريچارد بارنر. 1377, مديريت كيفي جامع در عمل, ترجمه: محمدحسين سليمي, دانشگاه صنعتي اميركبير
2- توراني, حيدر. 1382, مديريت فرآيند مدار در مدرسه, انتشارات تزكيه.
3- سلطان, ايرج. 1380, دستاوردهاي فرهنگي پياده سازي نظام مديريت كيفيت فراگير, تدبير.
4- سنجري, احمدرضا. 1380, نگاهي كاستي جويانه به مديريت مشاركتي مدرسه محور, پژوهشكده تعليم و تربيت.
5- عباسي, محمدرضا. 1380, فرهنگ سازي مديريت كيفيت فراگير, پيام تحول.
6- قهرمانلو, حميدرضا. 1380, توانمندسازي كاركنان ركن اساسي راهبرد مديريت كيفيت فراگير, پيام تحول.
منابع لاتين
7. 0 Curley, John. (1995). The Efficacy of Quality lmprovement programs in Education ERIC.
8. Chizmar, John. (1994). Total Quality management of teaching and learning. Journal of Economic Education.
9. Gogue, J. M. (1997). Le Paradigme de La Qualite, Economica.
10. Kaufman. R. (1992). The challenge of total quality management in education.
International Journal of Educati onal Reform.
11. Murgatroyd, Stephen. (1992). A New Frame for Manageing schools: Total Quality management school organization.
12. Nelson, William. (1994) . TQM in Rural Education: Managing schools from a Business perspective Rural Educator.
13. Ronald J. Fitzgerald,(1997). total quality management in Education.
14. Roger, Kaufman, Douglas, Zahn (1993). Quality management plus. The continous improvement of Education corwin press, lnc, California.
15. Sallis Edward. (1993). Total quality management in Education.
16. Tribus, myron. (1993). TQM kn Education: theory and how to put in to work. ERIC.
17. Weller, L . (1997). Strategic management of Quality.
Journal of Research and development in Education.
18. Wise, Arthur. (1997). Building a system of Quality Assurance for the teaching profession, Delto kappa international.